نویسنده عبدالخالق صائم
زنان در افغانستان امروز با ناهنجار ترین وضعیت مواجه اند، حالت اسفبار که زندگی نصف از نفوس کشور را متاثر کرده است مگر گروه حاکم ( طالبان) این زشتی و ناهنجاري را در شعار شریعت و دساتیر دینی توجيه میکنند،توجيه که با ارشادات دینی در تضاد است و می توانگفت که زنان در افغانستان با یک وضعیت تحريف شده از شریعت مواجه اند.
هرگاه شریعت انفاذ شده از سوی طالبان را با شریعت تعریف شده محمدی مقایسه کنیم در می، يابيم که ما با یک شريعت ساخته و اختراع شده از سوی طالبان مواجه هستيم که اساس و منبع آن به آن مدارس،دینی برمیگردد که در پاکستان فعال اند و تمویل کنندگان خود را دارند.
ویژگیهای اصلی شریعت محمدی بر اساس گفتار، رفتار و تقریر انبزرگوار ابلاغ شده است.
شریعت اسلامی متاثر از احکام فقهی متنوع مانند نماز، روزه، حج، ازدواج، ارث، معاملات، روابط اجتماعی و مجازاتها بوده و به عنوان قانون زندگي بشری تا پایان جهان معتبر و لازمالاجرااست این شریعت بر پایه سهولت، اعتدال و توانایی انسان طراحی شده است و انتهای آن سعادت دنیا و آخرت بندگان خدای متعال است.
در شریعت اسلامی، اسلام یک دین دعوتگر است که دران جبر و ظلم و تعدی جا ندارد و اولین تاکید آن بر اموزش است چنانچه رسالت حضرت رسول اکرم ص هم با فعل بخوان آعاز شده است يعني سواد و خواندن، تعليم و آموزش یک شرط اساسی و یک ارزس در اسلام است و در این امر خطير تمایز بین زن و مرد وجود ندارد پس آموزش و پرورش زن در اسلام نه تنها عیب نیست، بلکه جز اوامر دینی است،امر که طالبان در باره ان چيزي ننی دانند و یا میخواهند آن را نادیده گیرند در حالی که اسلام مساوات در زندکی را یک اصل دانسته و برتری جویی را مردود می داند و بدون تفکیک جنسیتی ، تنها مردمان با تقوا را مقرب به دربار الهی دانسته است.
در اینحابحث ما روی حقوق و حضور زنان در جامعه است حضور که حاکمان امروز افغانستان آن را مردود می دانند در حالي که اسلام بر حضور فعال و با نتیجه زنان در جامعه تاکید دارد و با اندکی مروری بر زندگی پیامبر بزرگوار اسلام که خود نمونه ای از شریعت است در مییابیم که اسلام چه ارزشی برای زنان قائل است و این ارزش در زندگی سیاسی، اجتماعی و خانوادگی پیامیر بزرگوار اسلام تبارز یافته است.
در افغانستان که حرف از جاری شدن شریعت است در خصوص حضور زنان در جامعه بگو مگو های زيادي وجود دارد و برخورد طالبان با این قشر آنهم از آدرس شریعت اسلامی چنان است که می توان به آن برخورد فرا شریعتی نام داد زیرا عکس کردار و رفتار با شریعت محمدی است، در زمان جاهلیت برخورد با زنان به گونه ای بود که امروز در افغانستان است. باصراحت می توان گفت که عملکرد امروزی در برابر زنان افغان،غیر اسلامی و ريشه در پروژه های استخباراتی دارد و شریعت که از آن در افغانستان صحبت می شود بیگانه با شریعت است که از صدر اسلام الهام گرفته شده است،
در شریعت تحريف شده طالبان فقط با یک حکم مطلق که نه جنبه علمی دارد و نه استناد دینی، زنان از هر کاری منجمله حق آموزش محروم شده اند و اگر حرفی در برابر رد آن هم گفته شود، باید سرنوشت خود را با اختناق طالبانی پیوند داد و خود را به تقدیر سپرد که طالبان آن را خلق میکنند در حالی که پیامبر بزرگوار اسلام نه باجنگ و خشونت و حرف های تحريف شده، بل با رحمت ومحبت در جامعه بشری آن زمان که بی ادب ، خشن ونامتوازن بود تحول را به میان آورد زندگی بشری را دگرگون کرد و به آن ارزش بخشید، چنان که معلوم است در دوره جاهلیت بیشترین آسیب و قربانی را زنان و دخترانه متحمل شدند که چگونگی آن نیاز به توضیح ندارد ولی پیامبر بزرگوار اسلام با عملکرد مدبرانه شان به زنان و دختران ارزش بخشیدند و ثابت کردند که اسلام دین مساوات، عدالت و انسان سازی است ایشان هیچ وقت حقوق زنان و دختران را در جامعه ناديده نگرفتند و در چوکات زندگی شخصی خود حقوق زنان را برای امت شان تعریف کردند
پیامبر(ص) در مسائل سیاسی، اجتماعی و آنچه مربوط به جریانهای زندگی بود با مسلمانان مشورت میکردند و نظر مشورتی کسانی را میپذیرفتند که استعداد مشوره دهی را داشتند از ظرفیت ها و امکانات آنان برای خیر و فلاح جامعه انسانی سود می برد، زوجات شان هم در جمع مردمان مدبر و صاحب مشوره می امدند چنانکه بعد از پس از صلح حدیبیه ، رسول الله(ص) با همسر شان، ام سلمه مشورت کردند و نظر او را پذیرفتند و به کار بردند همچنان روی مسائل حاد کشوری با حضرت بی بی عایشه هم مشوره میکردند این نمایانگر آن است که پیامبر اسلام حق فعاليت هاي سياسي و اجتماعي زنان را محترم شمرده است با حضرت بی بی خديجه که یک زنتجارت پیشه بود و در مسائل اقتصادی خلاقیت زیادی داشت نه تنها در رونق گرفتن کسب و کار همکاری داشت و او را تشویق میکرد، مشوره های او با خود داشت، زوجه ديگر آن مبارک زینب دختر جحش، در خانه خود به تکه بافی مشغول بود یعنی صنایع را راه اندازی کرده بود، ایننشان میدهد که پیامبر اسلام ص از حضور زنان در صحنه اقتصاد و تولید حمایت کرده است
سوده بنت زمعة زوجه دیگر پیامیر اسلام هميشه احوال گیر و کمک کننده خانواده های غریب و نیاز مند بود او با این کار نه تنها برای پیامبر اسلام ایجاد آرامش میکرد بل ثابت می سازد که زنان حق دارند که فعالیت های اجتماعی داشته باشند
عایشه بنت ابوبکر و زوجه دیگر پیامبر اسلام بی بی حفصه بنت عمر در آموزش مسائل دینی، آموختن سواد به مردم پاسخ به سوالات دینی ، نگهداری نسخهای از قرآن و اینکه بی بی حفصه خود در مسجد به تدریس کودکان و مشتاقان سواد می پرداخت نمايانگر آن است که اسلام حق آموختن و آموزش دهی در میان زنان را محترم میشمرد.
همچنان حضرت محمد ص از نفوذ بی بی جویریه بنت حارث،
ام حبیبه ،صفیه بنت حیی و میمونه بنت حارث در قسمت آزادی بسیاری از اسیران و ایجاد صلح بین مسلمانان و قبیله های غیر مسلمان، کمک به کاهش دشمنیها،ایجاد ارتباط بهتر با یهودیان و تقویت روابط بین قبایل استفاده کرد، با این کار پیامبر اسلام بر توانمندی زنان در انجام کار های مهم و سنگین صحه گذاشت، همچنان
در زمان غزوات مجاهدين صدر اسلام، زنی بنام ( رفیده)در کنار رسول اکرم ص بود که مجروحان جنگ را درمان و تداوی و حتا جراحی میکرد این نشانمیدهد که اسلام حق طبابت به زنان را ارزش میدهد.
همانگونه که زوجات پیامبر بزرگوار اسلام هر کدام وظایف مشخص را دنبال میکردند و به گونه ای از پیامیر عزیز اسلام حمایت کردند همسران شماری زيادي از اصحاب نیز به گونه ای در فعاليت هاي اجتماعي وحمایت از شوهران دعوتگر شان دخیل بودند ، آنان در زمان غزوات در قسمت تهیه آب، خوراک، تهیه و ساخت اسلحه شوهران شان را کمک و حمايت کرده اند، آن زنان که سواد داشتند به آموزش دیگران هم تمرکز داشتند این می رساند که زنان را در توسعه و گسترش اسلام نقش ارزنده بازی کردند و پیامبر اسلام هم از این نقش حمایتی زنان نه تنها منکر نبود بل آن را با ارزش دانست.
همچنان حضرت رسول اکرم چنان اخلاق والا داشت که اگر زن مسلمانی یه یکی از مشرکان پناه میدادو یا زنی از اسیری شفاعت میکرد از سوی آن حضرت پذيرفته می شد ایشان چنان به زنان حس غرور و متانت بخشیده بود که بسیار ها، شوهران بت پرست شان را رها کرده به اسلام پناه آوردند
واقعیت دیگر که هیچ مردی منکر انشده نميتواند این است اولین فرد که به رسالت پیامبر تردید نکرد وبا اشتیاق ایمان آورد حضرت بی بی جدیجه یک زن بود اولین فرد در دنیا که با اشتیاق تمام، اموال ، دار و ندار زندگی اش را وقف اسلام کرد بی بی خدیجه یک زن بود، اولین شهید اسلام
بی بی صومیه مادر حضرت عمار یک زن بود .اولین زن که از گریبان فرعون گرفت مردی که دعوای خدای داشت و او را با صراحت تمام به بی عدالتی متهم کرد بی بی آسیه یک زن بود که مناجات او در قرآن ذکر شده است و اولین کس که صفا و مروه را طی کرد بی بی هاجر یک زن بود
پس نقش،زنان در ابعاد مختلف و زمانه مختلف قابل دقت است، واقعیت که حاکمان امروز افغانستان منکر آن اند.
در حالی که الله حکیم در آیات بسیاری حضور زنان را در کنار مردان در اجتماع مهم دانسته است .
باید پذیرفت که در جامعه پویای اسلامی، زن و مرد در مسائل سیاسی و اجتماعی از یکدیگر جدا نیستند و در امر به معروف و نهی از منکر یکسان شمرده شدهاند. قرآن، حضور اجتماعی و نظارت بر اعمال و رفتار اعضای جامعه اسلامی را به عنوان یک حق به مردان و زنان داده است که به هیچ عنوان نمی توان منکر آن شد و شریعت تحريف شده را تحمیل کرد .
برای مسلمانان مهم و ضروری است که به آن شریعت چنگبزنند که پیامبر بزرگوار اسلام به ارمغان آورده است شریعت که محمد ص به بشریت معرفی کرده است رسالت این بود که یک تحول بنیادین در رفتار، کردار و زندگی مردمان که در جهالت شب و روز شان را سپری میکردند ایجاد شود منجمله رسالت ایشان رشد وتعالی همه جانبه در زندگي زنان بود پیامبر بزرگوار چنان کرد که دیدگاه جامعه نسبت به زنان متحول شد، این تحول توقف نمی کندامر که تحريف کنندگان شریعت باید بهمفهوم آن برسند.
نوت:مسئولیت این محتوا بدوش نویسنده می باشد.