Menu Close

روز گار سیاه رسانه ها در سایه حاکمیت طالبان

نویسنده : عبدالخالق صائم

وضعیت مطبوعات و رسانه‌ها در افغانستان، آشفته و بحرانی است، نابسامانی های زیادی دامنگیر آن است چنانکه، دیگر بیان حقیقت مکان و جایش را در این کشور گم کرده است‌.
در جوامع اصلاح طلب و متمایل به انکشاف و پیشرفت، ازادی بیان و کثرت مطبوعات یک اصل است، يعني تعريف اول دموکراسی و مردم سالاري با آزادی بیان، اظهار دیدگاه و اندیشه پیوند دارد مگر این امر در افغانستان رنگ باخته و رسانه ها تأثیر بخشی شان بر جامعه را از دست داده اند و فعاليت رسانه ها در این‌ کشور با خط و کش ها و بگو مگو زیادی همراه‌ است.
ًوضعیت ناهنجار مطبوعات نه تنها برای افغانان بل برای جامعه بین المللی نیز مايه نگراني است.
همزمان با فرارسیدن روز جهانی آزادی مطبوعات، یونسکو با انتشار پیامی در کنار آنکه از وضعیت نا بسامان مطبوعات در افغانستان‌ ابراز نگرانی کرده است بر اهمیت حفاظت از آزادی بیان و حمایت از خبرنگاری به‌عنوان یکی از پایه‌های اساسی صلح تأکید کرده است و گفته است
امروز وضعیت آزادی بیان و رسانه در افغانستان در بحرانی‌ترین حالت خود قرار دارد.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان گفته است: خبرنگاران در افغانستان با طیف گسترده‌ای از کنترل‌ها و محدودیت‌های تحمیل‌شده از سوی طالبان مواجه اند حتی مردمان عادی از مصاحبه با رسانه‌ها هراس دارند و این باعث شده که آزادی بیان در افغانستان دچار آسیب جدی شود
بر اساس یافته‌های سازمان خبرنگاران بدون مرز، افغانستان از نظر آزادی بیان در میان بدترین کشورهای جهان قرار دارد و در تازه‌ترین رده‌بندی این نهاد، از میان ۱۸۰ کشور، رتبه ۱۷۵ را به خود گرفته است‌ و از نگاه آزادی بیان، در زمره بسته ترین کشورهای جهان قرار دارد
با وجود تیره گی های که رسانه ها‌در افغانستان با آن مواجه اند مقام ها در وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان می‌گویند؛ آن گروه به آزادی رسانه‌ها، مصونیت خبرنگاران و احترام به حریم خصوصی متعهد است
خبیب غفران، سخنگوی این وزارت به مناسبت روز بین المللی مطبوعات گفته است (رسانه‌ها نقش مهمی در اطلاع‌رسانی و تقویت ارتباط میان مردم و حکومت دارند مگر رسانه ها در تولیدات و محتوای رسانه‌ای خود این مسئولیت را در نظر بگیرند) او گفته است؛ وزارت اطلاعات وفرهنگ تلاش دارد تا دسترسی به اطلاعات در سراسر افغانستان آسان‌تر و حرفه‌ای‌تر شود تا رسانه‌ها بتوانند نقش خود را به شکل موثر تری انجام دهندو همچنان مدعی است، در سال گذشته بیش از ۱۴۰ جواز برای رسانه‌های جدید صادر شده و این نشانه پیشرفت و توسعه رسانه ها در افغانستان است.
سخنگوی وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت طالبان از تمامی رسانه‌های افغانستان خواسته است که فعالیت‌های خود را مطابق اصول دینی، فرهنگی و سیاست‌های حکومت آنان تنظیم کنند.
در همین حال حیات‌الله مهاجر، معین بخش نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت طالبان اظهار داشته است( رسانه‌ها باید در چارچوب ارزش‌های اسلامی و ملی فعالیت کنند، خواسته‌های جامعه را در نظر بگیرند و بیانات رهبر امارت اسلامی را به‌گونه گسترده پوشش دهند.)
گفته های این دو مقام طالبان نمایانگر آن است که رسانه ها در افغانستان محصور اند و در یک حصار مهندسی شده قرار گرفته اند واین برای رسانه ها الزامی است که باید در خط نشانی شده گروه طالبان حرکت کنند . یعنی انعکاس سیاست های این گروه و نشر بیانیه های رهبر آنان .
اما نگفته‌اند که از نشرات متوازن رسانه حمایت می کنند و جرأت مواجه شدن با دیدگاه های انتقادی را دارند و رسانه ها را به عنوان یک رکن اصلاحی در جامعه می پذیرند، واقعیت این است که طالبان با جامعه جهانی روی آزادی بیان و فعالیت آزاد رسانه‌ها بازی دو گانه دارند تا کسب مشروعیت کنند در اصل در قاموس آنان بنام رسالت مطبوعاتی چیزی وجود ندارد.
برخورد ناهنجار طالبان با رسانه ها و مطبوعات، بیانگر آن است که وضعیت رسانه و اهل رسانه ها در افغانستان چنان پیچیده و در هم است که در فضاي حاکم‌ برای رسانه ها به جز خود سانسوری و یا هم سقوط ارزش ها راه دیگری برای بقا، باقی نمانده است.
قبل از حاکمیت دو باره طالبان، صد ها نشریه چاپی تصويري و شنیداری در افغانستان فعال بود مگر امروز وضعیت چیزی دیگری است‌ و از ان‌گرمی و جذابیت که رسانه‌ها در گذشته داشتند خبری نیست، رسانه های زیادی به دلایل مختلف، یا کار شان را کاملا متوقف کردند یا نشرات شان را به بیرون از کشور انتقال دادند و یا هم به جبر زمان تسلیم شدند و به خود سانسوری رو آورده اند. شمار آن رسانه های که در افغانستان فعالیت میکنند به مراتب کمتر از ان است که در زمان جمهوریت در کشور فعال بودند.
آن رسانه های که به فعالیت شان در داخل ادامه داده اند به تریبون طالبان و بلی گوی این‌گروه مبدل شده اند آنهم‌نه از سر شوق و علاقه، بل به اثر فشار تهدید و اختناق.
امروز برنامه های نشراتی در رسانه های تصویری و شنیداری مطابق به میل طالبان تنظیم می‌شود، نهادهای استخباراتی این‌گروه حق مداخله در کار رسانه را به خود محفوظ داشته اند، برنامه های فرمایشی چون‌دعوت از رهبران و مقام ارشد آنان و تنظیم برنامه مطابق به میل ابن چهره ها نمایانگر انحطاط قوی در جامعه رسانه ای در داخل کشور است، برنامه های تفریحی و اجتماعی در سایه دساتیر طالبان یا از میان برداشته شده اند و یا هم‌ با کیفیت پایین در دید مردم داده می شود، کار شبکه های مطرح تلویزیونی در افغانستان که زمانی بهترین برنامه ها را ارائه می‌کردند حالا به گزارش های یک نواخت و بی مزه شهری کمره های مخفی و یا … خلاصه میشود.
با انکه وضعیت موجود رسانه در افغانستان قابل تعریف نیست و سایه جبر طالبانی بر آن عريان وواضح دیده می شود،طالبان در جریان حدود پنج سال گذشته همیشه اين تعهد شان را تازه کرده اند که روند دسترسی به اطلاعات را سهل می سازند حرف که همیشه نمادین بوده و هیچگاه جنبه عملی نگرفته است.
پرسش های زیادی به آدرس طالبان درخصوص دسترسی به اطلاعات وجود دارد که باید پاسخ آن دريافت شود،
یکی از کارکنان رسانه ای در داخل کشور در خصوصی دسترسی به اطلاعات می گوید او به عنوان‌ یک خبرنگار حرفوی برای دریافت جواب بسا از مسایل پرسش های زیادی دارد مگر به پاسخ ان نه رسیده است. او به ادامه گفت کنجکاوی من در این است که بیشترین تمرکز طالبان بر پنجشیر، اندراب و بدخشان است‌، جغرافیای که مهد مقاومت در برابر طالبان بوده است، تمرکز برایجاد مدارس دینی در پنجشیر است‌، کار ساخت یک زندان بزرگ در این ولايت روی دست است، آیا آنان از شکل گیری مقاومت دیگر در برابر خود نگران اند؟ طالبان در صدد تغییر توازن قومی در شمال اند، همه روزه نظامیان پشین ترور می شوند، خشونت‌ علیه زنان و قتل روز افزون زنان در بالاترین سطح آن است، وقایع جنایی چنان رو به ازدیاد است که طالبان دیگر نمی توانند به یگانه دستآورد شان که امنیت بود فخر فروشی کنند، اختلافات درونی طالبان، تنش های مقطعي آنان با پاکستان و صد ها مورد و نابسامانی دیگر،پرسش های اند که باید جواب خود را دریافت کنند، مگر طالبان از جواب به اين پرسش ها به حاشیه می‌روند، در کجا این‌موارد حق دسترسی به اطلاعات رعایت شده است؟
مانند این کارمند رسانه ای دیدگاه مشابه زیاد است‌، واقعیت این است که طالبان در اصل با رسانه ها آشتي نا پذیر اند.
مطبوعات کثرت گرا و آزادی بيان مولفه اولی در یک‌نظام دموکراتیک اند در حالیکه طالبان با واژه دموکراسی و مردم سالاری بیگانه اند

نوت: مسئولیت این محتوا بدوش نویسنده می باشد

Related Posts