Menu Close

اخلاق پیامبر یا کارنامه انفجار؟ تلاش طالبان برای تطهیر سراج‌الدین حقانی

اظهارات اخیر سخنگوی وزارت امور داخله طالبان درباره سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله این گروه، بار دیگر بحث استفاده ابزاری از دین و بازنویسی خشونت‌بار گذشته طالبان را به صدر افکار عمومی بازگردانده است.

عبدالمتین قانع، سخنگوی وزارت داخله طالبان، در گفت‌وگویی با یک کانال یوتیوبی، سراج‌الدین حقانی را دارای «اخلاق پیامبر اسلام» توصیف کرده و مدعی شده است: «هرچه درباره اخلاق پیامبر خوانده‌ام، همان را در وجود سراج‌الدین حقانی دیده‌ام.» این سخنان در حالی بیان می‌شود که نام حقانی برای میلیون‌ها افغان، نه با اخلاق و رحمت، بلکه با انفجار، ترور و مرگ گره خورده است.

سراج‌الدین حقانی پیش از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، به‌عنوان رهبر عملیاتی شبکه حقانی شناخته می‌شد؛ شبکه‌ای که از سوی نهادهای امنیتی افغانستان، سازمان ملل متحد و ایالات متحده، یکی از مرگبارترین گروه‌های شبه‌نظامی در منطقه معرفی شده است. این شبکه مسئولیت ده‌ها حمله انتحاری و بمب‌گذاری مرگبار را بر عهده داشت؛ حملاتی که اهداف آن‌ها اغلب غیرنظامیان، مراکز آموزشی، شفاخانه‌ها، مساجد و اماکن عمومی بوده‌اند.

بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، شبکه حقانی در طول سال‌های گذشته در حملاتی دست داشته که هزاران غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، جان خود را از دست داده یا دچار معلولیت‌های دایمی شده‌اند. حمله به شفاخانه‌ها، انفجار در مراسم‌های مذهبی و هدف قرار دادن تجمع‌های مردمی، بخشی از کارنامه‌ای است که همچنان در حافظه جمعی جامعه افغانستان زنده است.

در چنین زمینه‌ای، توصیف سراج‌الدین حقانی به‌عنوان فردی با «اخلاق پیامبر» واکنش‌های تند و انتقادی گسترده‌ای را در پی داشته است. بسیاری از شهروندان این اظهارات را نه یک دیدگاه شخصی، بلکه بخشی از یک پروژه سیاسی–ایدئولوژیک برای تطهیر چهره‌های متهم به خشونت و مشروعیت‌بخشی به قدرت طالبان می‌دانند.

یک فعال مدنی در گفت‌وگو با رسانه‌ها گفته است: «وقتی فردی که سال‌ها در رأس یک شبکه مرگبار بوده، امروز نماد اخلاق اسلامی معرفی می‌شود، این فقط تحریف تاریخ نیست؛ انکار رنج هزاران قربانی است.»

منتقدان تأکید می‌کنند که مقایسه چهره‌های نظامی طالبان با شخصیت‌های مقدس دینی، استفاده ابزاری از باورهای مذهبی مردم برای خاموش‌کردن پرسش‌ها درباره گذشته خشونت‌بار این گروه است. به باور آنان، چنین رویکردی نه‌تنها حقیقت را پنهان می‌کند، بلکه زمینه را برای عادی‌سازی خشونت و حذف مسئولیت‌پذیری فراهم می‌سازد.

در حالی که طالبان از «اخلاق» و «مهربانی» سخن می‌گویند، خانواده‌های قربانیان حملات انتحاری همچنان در انتظار پاسخ، عدالت و به‌رسمیت‌شناختن رنج خود هستند. پرسشی که همچنان بی‌پاسخ مانده این است: آیا می‌توان بدون پاسخ‌گویی به گذشته، با تغییر روایت و استفاده از زبان دین، چهره خشونت را تطهیر کرد؟

Related Posts