در کشوری که آموزش دختران به جرم تبدیل شده، «مکتب دریچه» یکی از معدود شبکههای آموزشی است که در سکوت و خطر، به حیات خود ادامه میدهد. این ابتکار آموزشی، به گفته حضرت وهریز، بنیانگذار آن، تاکنون برای بیش از شش هزار دختر در افغانستان امکان آموزش فراهم کرده است، آموزشی که نه در ساختمانهای رسمی، بلکه در خانه های آموزگاران و بهصورت پنهانی جریان دارد.
وهریز در گفتوگو با رسانه کانادایی «سیبیاس» توضیح داده است که این مکتب با همکاری ۱۷۵ آموزگار فعالیت میکند، آموزگارانی که بخش عمده آنان زن هستند و با وجود تهدیدهای امنیتی، به تدریس ادامه میدهند. به گفته او، بخشی از معاش این آموزگاران از طریق کمکهای مالی شهروندان افغانستان در خارج از کشور تأمین میشود، حمایتی که نشان میدهد آموزش دختران، حتی در تبعید، همچنان یک مطالبه زنده است.
آنچه «دریچه» را از بسیاری برنامههای مشابه متمایز میکند، نقش حیاتی آن در جلوگیری از سرنوشتهای تحمیلی است. وهریز میگوید برای شمار زیادی از دختران، آموزش تنها بدیل ازدواج زودهنگام یا اجباری است؛ بدیلی که نهتنها آینده فردی، بلکه امکان انتخاب را زنده نگه میدارد.
این مکتب تاکنون ۴۹ فارغالتحصیل داشته که اکنون در کشورهای مختلف جهان به تحصیل ادامه میدهند، آمار کوچک در مقیاس بحران، اما معنادار در چشمانداز بلندمدت. خود وهریز که اکنون در کانادا زندگی میکند، قبلاً در افغانستان آموزگار دانشگاه و کارمند دولت بود. او باور دارد که جامعه افغانستان، برخلاف روایت حاکم، همچنان خواهان پیشرفت و آموزش است.
با این حال، این مسیر بدون هزینه نیست. وهریز آشکارا از خطر بازداشت و حتی شکنجه آموزگاران سخن میگوید. او تأکید میکند که فعالیت این صنفها همواره با تهدید جانی همراه است. با وجود این، تا کنون هیچ یک از کلاسهای «دریچه» هدف یورش طالبان قرار نگرفتهاند، موضوعی که او دلیل آن را حمایت جوامع محلی میداند. به گفته او، در بسیاری موارد این خود والدین هستند که برای راهاندازی صنفها پیشقدم میشوند.
در همین حال، نهادهای بینالمللی نسبت به پیامدهای گسترده محرومیت آموزشی هشدار میدهند. لارین اوتس، مدیر اجرایی سازمان «حق آموزش برای افغانستان» در کانادا، میگوید چند سال محرومیت از آموزش، تأثیراتی «مرگبار» بر زنان و دختران افغانستان گذاشته است؛ تأثیراتی که تنها به فرد محدود نمیشود و کل جامعه و اقتصاد کشور را آسیبپذیرتر میسازد.
او در عین حال به واقعیتی دوگانه اشاره میکند: از یکسو زنانی که امید خود را از دست دادهاند و از سوی دیگر، زنانی که با خلاقیت و جسارت، راههای بدیل برای بقا و آموزش یافتهاند. «دریچه» یکی از همین راههاست؛ نه یک راهحل نهایی، بلکه شکافی کوچک در دیوار ممنوعیت.
وهریز «دریچه» را صرفاً یک مکتب نمیداند، بلکه آن را نمادی از آیندهای توصیف میکند که در آن پرسیدن «چرا» و گفتن «نه» ممکن باشد. آیندهای که هنوز دور به نظر میرسد، اما برای هزاران دختر افغان، همین آموزش پنهانی، نخستین گام به سوی آن است.