امروز دوازدهم عقرب است و پنج سال از حمله خونین به دانشگاه کابل میگذرد .
پنج سال از حمله مرگبار به دانشگاه کابل میگذرد؛ روزی که ۲۲ دانشجو، از جمله چند دختر، در خون غلتیدند و بیش از ۳۰ تن دیگر زخمی شدند. در دوازدهم عقرب ۱۳۹۹، سه مهاجم مسلح با عبور از حلقههای امنیتی وارد دانشگاه شدند و ساعتها بر صنفهای درسی آتش گشودند.
آن روز نه فقط جان جوانان گرفته شد، بلکه اعتماد مردم به امنیت و عدالت بیشتر درهم شکست. هنوز هیچ دادگاه یا تحقیق شفافی انجام نشده است. خانوادههای قربانیان تنها یک پرسش دارند: «جان پدر کجاستی؟»
حقیقت گمشده
داعش مسئولیت حمله را پذیرفت، اما پرسشها بیپاسخ ماند: چطور مهاجمان وارد یکی از محافظتشدهترین نهادهای آموزشی شدند؟ چرا واکنش نیروهای امنیتی آنقدر دیر و ضعیف بود؟
بسیاری باور دارند حقیقت این فاجعه عمداً پنهان شد تا نقش برخی چهرههای امنیتی وقت، فاش نشود.
حمله به آگاهی
دانشگاه کابل تنها یک ساختمان نبود؛ نماد اندیشه و آزادی فکری بود. هدف قراردادنش یعنی حمله به آینده یک ملت. همان الگو بعدتر در حملات به آموزشگاههای موعود، کوثر دانش و سیدالشهدا تکرار شد . جایی که قربانیان بیشتر دختران بودند.
عدالت خاموش و جهان فراموشکار
پنج سال بعد، عدالت هنوز خاموش است. خانوادهها عدالت میخواهند، اما کسی پاسخگو نیست. طالبان در قدرتاند و جهان آرامآرام به عادیسازی رابطه با آنها رو آورده است.
کشورهایی که روزی از حقوق بشر و آزادی زنان سخن میگفتند، امروز با طالبان دیدار میکنند و از تعاملحرف میزنند. این تطهیر سیاسی، خیانت به خون همان دانشجویانی است که در صنفهای دانشگاه کابل و دیگر مراکز آموزشی جان دادند.
علیه فراموشی
فراموشی، ادامه همان جنایت است. دانشگاه کابل هنوز زخمی باز در حافظه افغانستان است؛ زخمی که با لبخند دیپلماتها درمان نمیشود.
تا زمانی که عدالت برقرار نشود و حقیقت گفته نشود، فریاد آن پدر باید زنده بماند:
جان پدر کجاستی؟ فریادی که نباید در سکوت جهان گم شود.