مقدمه:
دانشگاهها همواره سنگر خرد، آزادی اندیشه و رشد جامعه بهسوی آگاهی و توسعه بودهاند. اما در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، این سنگر به میدان نبردی علیه دانش و روشنی تبدیل شده است. وزارت تحصیلات عالی طالبان بهتازگی ۶۷۹ عنوان کتاب علمی و مواد آموزشی را در دانشگاههای دولتی و خصوصی کشور ممنوع اعلام کرده است؛ تصمیمی که نهتنها مصداق آشکار سانسور علمی است، بلکه بخشی از پروژهی گستردهتر ایدئولوژیکسازی نظام تحصیلات عالی به سود تفکر افراطی و قشریگرای این گروه به شمار میرود.
حذف دانش به نام دین:
بر اساس مکتوب رسمی وزارت تحصیلات عالی طالبان، این تصمیم پس از بررسی یک کمیته «مسلکی» متشکل از علمای دین و استادان شرعیات و ثقافت اسلامی اتخاذ شده است. در این بررسی، کتابها از منظر «عقیدتی، فکری، مذهبی، سیاسی، فرهنگی و محتوای علمی» ارزیابی و نهایتاً ممنوع اعلام شدهاند.
این گزاره بهروشنی نشان میدهد که طالبان با تکیه بر تفسیری تنگنظرانه از دین، به دنبال ایجاد یک نظام آموزشی تکصدا، مطیع و ایدئولوژیک است؛ نظامی که در آن پرسشگری، نقد، تفکر آزاد و علوم انسانی مستقل نهتنها جایگاهی ندارد، بلکه تهدیدی برای بقای تفکر طالبانی تلقی میشود.
چه کتابهایی ممنوع شدهاند؟
کتابهای ممنوعه، طیفی وسیع از علوم انسانی، اجتماعی و مدرن را در بر میگیرد. از جمله میتوان به کتابهایی در رشتههای اقتصاد، جامعهشناسی، حقوق، هنرها، ارتباطات، ژورنالیسم و ادبیات اشاره کرد.
عناوینی چون:
- مبادی حقوق
- مبانی اقتصادی سازمانی
- توسعه پایدار بینالمللی
- جامعهشناسی سازمانها
- جامعهشناسی هنر
- جامعهشناسی سیاسی
- مبانی انسانشناسی
- تاریخ تمدن اسلام
- اندیشههای سیاسی قرن بیستم
- زیباییشناسی و فلسفه هنر
هر یک از این کتابها بازتابدهنده تلاش برای درک مدرن از جامعه، انسان و ساختارهای قدرتاند — و دقیقاً به همین دلیل در تضاد با جهانبینی طالبان قرار گرفتهاند.
ایدئولوژیکسازی آموزش: از مکتب تا دانشگاه
طالبان از نخستین روزهای بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، پروژهای هدفمند برای تسخیر ذهن نسل جوان از طریق نظام آموزشی را آغاز کردهاند. این پروژه شامل:
- تغییر محتوای درسی مکتبها و دانشگاهها و حذف علوم مدرن؛
- گسترش علوم دینی و مضامین شرعیات بهجای علوم اجتماعی و تجربی؛
- نظارت مستقیم ملاها بر تدریس، کتابها و گزینش استادان؛
- ایجاد کمیسیونهای سانسور در وزارت تحصیلات عالی و فرهنگ برای کنترل نشرات علمی.
به این ترتیب، تحصیلات عالی افغانستان از یک نظام علمی-پژوهشی، به یک دستگاه تبلیغاتی برای تولید نیروی وفادار به «امارت اسلامی» تبدیل شده است.
حذف دانشگاه بهعنوان نهاد تفکر انتقادی
دانشگاهها در هر جامعهای نقش قلب تپندهی تفکر نقاد و تولید اندیشه را دارند. اما طالبان با محدود کردن مضامین علوم اجتماعی، سیاست، فلسفه و هنر، عملاً دانشگاه را از محتوای انتقادی تهی کردهاند.
این اقدام به معنای حذف تفکر مستقل و بازتولید انقیاد ذهنی است؛ زیرا تنها در فضایی که دانش از ایدئولوژی جدا باشد، میتوان از پیشرفت علمی، عدالت اجتماعی و توسعه سخن گفت.
جایگزینی “علم” با “اعتقاد”
طالبان از دانشگاه، نهادی مذهبی میسازند نه علمی. آنها معیار پذیرش یا رد دانش را نه بر مبنای شواهد و منطق، بلکه بر پایهی «تطابق با اصول شرعی» تعریف میکنند. این نگرش، ماهیت علم را که بر تردید، آزمون و استدلال استوار است، از بنیاد انکار میکند.
به بیان دیگر، طالبان با تحمیل «یقین ایدئولوژیک» به جای «جستجوی حقیقت»، راه را بر رشد علمی و اندیشه انتقادی میبندند.
پیامدهای اجتماعی و فرهنگی
این سیاستها پیامدهای ویرانگری برای آینده افغانستان در پی دارد:
- فرار مغزها: استادان، محققان و دانشجویان نخبه که امکان تنفس فکری ندارند، کشور را ترک خواهند کرد.
- فروپاشی اعتبار علمی دانشگاهها: مدارک دانشگاهی افغانستان در سطح بینالمللی فاقد اعتبار خواهد شد.
- تعمیق نابرابری جنسیتی: در حالی که زنان از تحصیلات عالی محروماند، حذف علوم انسانی و اجتماعی شکاف فکری و فرهنگی را تشدید میکند.
- تحکیم حکومت ایدئولوژیک: طالبان با کنترل آموزش، ذهن نسل آینده را مطابق خواست خود شکل میدهند.
تجربهای مشابه در تاریخ
آنچه امروز در افغانستان رخ میدهد، یادآور تجربههای تلخ در تاریخ معاصر است — از انقلاب فرهنگی چین گرفته تا حذف علوم مدرن در ایرانِ دههی نخست انقلاب. در همه این موارد، تلاش برای اسلامیسازی یا ایدئولوژیکسازی آموزش، نهتنها به تقویت نظام فکری منجر نشد، بلکه موجب فروپاشی علمی، عقبماندگی اقتصادی و بحرانهای اجتماعی گسترده شد.
نتیجهگیری:
ممنوعیت ۶۷۹ عنوان کتاب در دانشگاههای افغانستان، تنها حذف چند منبع درسی نیست؛ بلکه بخشی از پروژه خاموشسازی عقل جمعی و کنترل ذهنی جامعه است. طالبان با این سیاست، دانش را به ابزاری برای مشروعیت ایدئولوژی خود بدل میسازند و دانشگاه را از رسالت اصلیاش – یعنی کشف حقیقت و خدمت به انسان – محروم میکنند.
در کشوری که سالها برای دستیابی به آموزش آزاد و برابری جنسیتی جنگیده بود، اکنون بار دیگر دروازههای علم با قفل ایدئولوژی بسته میشود. اما تاریخ نشان داده است که نور آگاهی را نمیتوان برای همیشه خاموش کرد. هر کتابی که سوزانده میشود، در ذهن نسلی دیگر دوباره زنده خواهد شد