شماری از دانشآموزان در مکتبهای دولتی میگویند که مضمونهای سپورت و خطاطی در این مکتبها جدی گرفته نمیشوند. آنان میافزایند که تدریس این مضمونها معمولاً به آموزگارانی سپرده میشود که تخصص لازم را ندارند. به گفته این دانشآموزان، بیتوجهی به مضمونهای سپورت و خطاطی سبب شده که آنان انگیزه کافی برای یادگیری این مضمونها نداشته باشند. از دید آنان سپورت و خطاطی از جمله مضمونهای مهم و تاثیرگذارند که میتوانند بر شیوه زندهگی و رشد فردی آنان اثرگذار باشند.
تعددی از دانشآموزان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که در بسیاری از مکتبهای دولتی، نهتنها سپورت و خطاطی جدی گرفته نمیشود، بلکه برای این مضمونها نمرههای ثابت و غیرواقعی (معمولاً ۴۰ یا ۶۰) در امتحانهای سالانه و چهارنیمماهه برای دانشآموزان ثبت میشود؛ بدون آنکه واقعاً درسی ارایه شده باشد یا امتحانی گرفته شود.
یسنا، یکی از دانشآموزان یک مکتب دولتی در ناحیه ششم شهر کابل، میگوید که در مکتب آنها به مضمونهای ورزش و خط توجهی نمیشود. او که مادرش مربی یوگا است، این بیتوجهی را نادیدهگرفتن بخشی مهم از تربیت متوازن میداند. او میافزاید: «بیتوجهی به مضمون ورزش در مکتب اصلاً خوشایند نیست. اگر به دانشآموزان حتا ورزشهای ابتدایی که بدون امکانات هم قابل آموزشاند، یاد داده شود، جامعه تغییر میکند؛ زیرا این تمرینها به مرور زمان به عادت تبدیل میشوند و میتوانیم جامعهای سالم داشته باشیم.» به باور او، با سلطه طالبان، آموزش سایر مضمونها نیز با کاستیهایی همراه شده است.
علی بهجت، یکی دیگر از دانشآموزان یک مکتب دولتی، میگوید که علاقه زیادی به ورزش دارد، اما مکتب آنها هیچ استاد تخصصی برای این مضمون ندارد. او میافزاید که مضمون خطاطی نیز جدی گرفته نمیشود و بسیاری از همصنفانش خط خوبی ندارند، با این حال در امتحان نمره کامل میگیرند.
بهجت ادامه میدهد: «برای فوتبال فقط یک توپ لازم است که آنهم شاگردان از خانه میآورند. اگر والیبال را هم برای ما یاد بدهند، خیلی جالب میشود؛ اما هیچ توجهی به آن نمیشود. وسایل ورزشی خراب و تکهتکه شدهاند و زیر آفتاب رها شدهاند. ما نیاز داریم که در این زمینه آموزش درست ببینیم، چون برای صحت ما مفید است.»
سکینه، دانشآموز صنف پنجم مکتب، از وضعیت تدریس خطاطی در مکتبشان ابراز نگرانی میکند. او میافزاید که بهدلیل نبود آموزگاران تخصصی در مکتب، ناگزیر شده برای بهبود خط خود به مرکزهای آموزشی بیرون از مکتب مراجعه کند.
این دانشآموز میگوید: «به مضمون خطاطی چندان توجه نمیشود و بسیاری از دانشآموزان نمیتوانند درست بنویسند. اگر آموزگاران با دقت و بهطور منظم این مضمون را تدریس کنند، خط ما بهتر میشود.»
احمد رسول، دانشآموز یکی از مکتبهای دولتی، میگوید که ساعتهای خطاطی و سپورت آنها بیشتر با شوخی و گفتوگوهای نامرتبط سپری میشود و بهجای آموزش این مضمونها، برایشان مضمون دینی تدریس میگردد. او معتقد است که بیتوجهی استادان و نمرهدهی آسان باعث شده هیچکس این مضمونها را جدی نگیرد.
این دانشآموز میافزاید: «مضامین خطاطی و سپورت در مکتب ما اصلاً جدی گرفته نمیشوند. متاسفانه در ساعتهای این مضمون، استاد فقط شوخی میکند و میگوید پسرها این مضمون آنقدرها هم جدی نیست و میگویند خطاطی به درد نمیخورد، اول دینتان را یاد بگیرید که مهمتر است.»
ترینا، میگوید که در زمان که او در مکتب بود، تنها هفتهای یک بار ساعت سپورت داشتند و در همان یک ساعت نیز توجهی به آموزش نمیشد. او توضیح میدهد: «در این ساعت بیشتر وقتمان به قصهگویی و بازی میگذشت. همینطور در مورد خطاطی هم دقت کافی وجود نداشت. استاد میآمد، اما بهجای آموزش، باز هم قصه میگفت و میگفت این مضمون چندان مهم نیست.»
در همین حال، شماری از خانوادهها در کابل از مکتبها میخواهند که در کنار مضامین اصلی، به مضامین سپورت و خطاطی نیز توجه جدی داشته باشند.
ستوده، مادر سه کودک، میگوید که رسم و خط یکی از مضمونهایی است که در مکتبها به شکل درست تدریس نمیشود. او میافزاید: «هیچ طرح و پلان منظمی برای تدریس این مضمون در نظر گرفته نمیشود. وقتی نوبت ساعت درسی رسم و خط میرسد، شاگردان معمولاً به سرگرمیهای دیگر میپردازند و در امتحان هم استادان به همه شاگردان نمره مکمل میدهند.»
عبدالله، که پنج فرزندش در یک مکتب دولتی درس میخوانند، میگوید که در مضامین سپورت و خطاطی استادان مسلکی وجود ندارند تا آموزش درست به شاگردان بدهند. او میافزاید: «نتیجه این بیتوجهی این است که نوشتار بسیاری از دانشآموزان قابل خواندن نیست. اگر مضمون خطاطی بهدرستی تدریس نشود و به مضمون سپورت نیز توجه نشود، علاقه شاگردان به سپورت کاهش پیدا میکند. این بیعلاقهگی میتواند مشکلات جسمی و صحی برایشان بهوجود بیاورد. مکتب میتواند جایی باشد که علاقه شاگردان به سمت ورزش جهت داده شود.» او خواهان توجه جدیتر مکتبها به مضامین خطاطی و سپورت است.
شماری از استادان مکتب نیز بیتوجهی به مضمون سپورت را نگرانکننده میدانند و تاکید میکنند که این مضمون، نهتنها برای سلامت جسمی شاگردان اهمیت دارد، بلکه در رشد روانی و تقویت روحیه کار گروهی نیز نقش اساسی دارد. آنان میگویند که نبود امکانات، کمبود استادان مسلکی و نداشتن برنامه منظم، از دلایل اصلی بیتوجهی به این مضمون در مکتبها است.
هادی صاحبزاده، یکی از استادان سپورت در یک مکتب دولتی، میگوید که ارزش ورزش هنوز در میان مردم بهدرستی جا نیفتاده و به همین دلیل، این مضمون بهعنوان یک موضوع حاشیهای در نظر گرفته میشود.
هادی توضیح میدهد: «بدن انسان به ورزش نیاز دارد. از نظر فزیکی، ساختار بدن طوری است که باید تحرک داشته باشد. ورزش به رشد عضلات کمک میکند و از یک سو برای سلامت جسم مفید است و از سوی دیگر، روحیه دانشآموزان را تقویت و بارور میسازد.»
شماری از آموزگاران بخش خطاطی مکتب دولتی در کابل میگویند که بیتوجهی به خطاطی از سوی خود آنان نبوده، بلکه دانشآموزان سالها با این روحیه بودهاند و تلاشهای آنان نیز نتیجهبخش نبوده است.
سیر سیروس، از استادان خطاطی میگوید که مشکل از آموزگاران نیست، بلکه جامعه به طور کلی هنر آنها را بهدرستی نمیشناسد و ارزش نمیدهد. او میافزاید: «خطاطی یک هنر است و برای هر جوان ضروری است که این هنر را جدی بگیرند. اما متاسفانه این جدی گرفته نمیشود.»
منیر احمد اندیشه، یکی دیگر از استادان مکتب، میگوید که هنر خطاطی از هنرهای باارزش در افغانستان است که سالها جنگ و حالا حضور طالبان توجه را از آن کاسته است. او تصریح میکند: «هر آموزگار خود را در مکتب متخصص میداند و همین موضوع باعث شده است که پایههای آموزش خطاطی ضعیف باشد و به کیفیت آن آسیب برسد و دیگر اینکه دانش آموزان سالها بدون درس بودند و نمره رایگان بدست آوردهاند.»
ولیالله منطقی، یکی از خطاطان کشور، میگوید که یکی از راههای جذب دانشآموزان به هنر خطاطی استخدام آموزگاران متخصص در مکتبها است. او میافزاید: «خطاطان لایق و استادان متخصص باید برای تدریس این مضامین به کار گرفته شوند و استادانی که در این زمینه تدریس میکنند، باید از سوی وزارت معارف آموزش ببینند تا بتوانند به دانشآموزان بهدرستی درس بدهند.»
مشهورترین خطها در افغانستان شامل نستعلیق، شکسته نستعلیق، تعلیق، نسخ و ثلث است که هرکدام جایگاه ویژهای در فرهنگ و هنر این کشور دارند که به دلیل بیتوجهی به آن دانشآموزان درباره آن نمیدانند.
روزنامه ۸صبح با شماری از دانشآموزان در این باره گفتوگو کرده است، اما آنها با اینکه مضمونی به نام «حسن و خط» دارند، درباره هنر خطاطی در افغانستان اطلاعات چندانی ندارند و دیدگاهشان نسبت به سپورت تنها به عنوان یک سرگرمی است.
این در حالی است که طالبان شماری از کتابها و درسها را از نصاب آموزشی کشور حذف کردهاند.
در اعلامیهای که به روزنامه «۸صبح» رسیده نشان میدهد که درس «بیرق» از کتابهای دری و پشتوی صنف اول «رویا» و «گل سرخ»، «روز مادر»، «آزادی»، «روز معلم»، «بیرق» از کتابهای دری و پشتوی صنف دوم، «ترانه وطن»، «سرود ملی»، «بیرق ما»، «حقوق زن» از کتابهای پشتو و اجتماعی صنف چهارم، «بیرق ما»، «حقوق زن»، «میله گل سرخ»، «رسمها و ترانههای مردمی»، «بشردوستی» از کتابهای پشتو، دری و اجتماعی صنف پنجم، «قانون اساسی»، «حقوق بشر» و «بهار» از کتابهای دری و پشتو صنف ششم، «آزادی»، «حقوق بشر»، «جرگه»، «بشردوستی» از کتابهای فستیوال و جشنوارهها در زبانهای انگلیسی، دری و پشتوی صنف هفتم، «فرهنگ مردم»، «فولکلور»، «حقوق زن در جامعه» از کتابهای دری و پشتوی صنف هشتم، «وحدت ملی»، «حقوق زن»، «حقوق بشر»، «جهان صلح»، «مجسمههای بامیان»، «نقش وسایل جمعی در آگاهی مردم»، «دموکراسی»، «استاد قاسم افغان»، «مجسمه بودا» و «کمیسیون جهانی حقوق بشر» از کتابهای پشتو و دری صنف نهم، «صلح»، «زن و چهار بیتی حضرت علی»، «تاریخچه حقوق بشر»، «نقش زن در زندگی اجتماعی»، «زن و جامعه»، «صلح» از کتابهای دری صنف یازدهم و «استقلال فردی و اجتماعی» از کتاب دری صنف دوازدهم حذف شدهاند.